یکی از اون ها .::" سید مهدی بلوکی"::. و دیگری .::"سید رضا بلوکی"::.
نمی دونم اول در مورد کدومشون حرف بزنم ...؟؟؟؟...؟؟؟؟...
فکر می کنم بهتره اول در مورد آقای رضا بلوکی حرف بزنم :
- اولین وبلاگ مرا ایشان ثبت کردند : http://mohammad20090.blogfa.com
- از اول راهنمایی مزاحم ایشان شدم
- هیچ وقت در هنگام مشکلات صحنه را ترک نمی گفتند به خصوص در مواقع درسی و مجری گری من
- دومین و سومین سال تدریسشان را در مدرسه ما گذراندند
- شعر های زیبایی می گفتند ( اکثرشون هم توهین یا بهتر بگم شوخی به مقامات شهرمون بود )
- فوتبال و والیبال را خیلی دوست داشتند
- در مورد روانشناسی رفتار های دانش آموزان حرف نداشتند
- همیشه شاد و شوخ طب بودن
- در مورد کار با کامپیوتر و اینرنت اطلاعات خوبی داشتند
- بر روی سایت مدرسه خیلی کار کردن که این یه خدمت بزرگی بود در عرصه اینترنت به ما دانش آموزان و اولیا و...
- یه وب سایت دارن اما نمی دونم روش کار می کنن یا نه ( آقای بلوکی ! لطفا مرا در این مورد آگاه سازید ) : http://daneshschool.blogspot.com
- و...
یه چیزی هم میگم بین خودمون بمونه :
یه بار شب قبل از خواب ، به ایشون فکر می کردم؛ یعنی به اینکه سال بعد به مدرسه میان یا نه ؟ احساساتی شدم و گریه ام گرفت . إن شاءالله که منت بذارن و یه سال دیگه هم بیان !
راستی چند تا از نظرات ایشون رو که تو وبللاگم نوشتن رو بخونین :
- یک روایت است که اوجان را با طرح مهندس اکبری بازسازی نموده اند.
- ای شهید زنده قبر تو کدومه
الأن وقت آقای مهدی بلوکی است : ( بعضی از خصوصیات این دو برادر مشترک است )
- از دوم راهنمایی مزاحم ایشان شدم
- هیچ وقت در هنگام مشکلات صحنه را ترک نمی کردند به خصوص در مواقع درسی و هنگامی که من به یه مشکلی برخورد می کردم
- ؟؟؟ سال تدریسشان را در مدرسه ما گذراندند
- والیبال را خیلی دوست داشتند
- در مورد روانشناسی رفتار های دانش آموزان حرف نداشتند ولی اون جوری که من میدونم ، یه کمی از سید رضا عقب تر بودن
- خندون بودن
- درباره ی وبلاگ نویسی حرف ندارن : http://mahdib10.blogfa.com
- در مورد مسائل سیاسی و تشخیص راه درست از غلط ، روابط میان فردی انسان ها ، آموختن مطالب اضافی در ساعات بی کاری ، و... قوی بودند
- و...
ایشون خیلی حرف ها و به قول امروزی ، ترفند های خوب زندگی کردن را به ما آموختند . هیشه با من ارتباط برقرار می کردند ( چه در مدرسه و چه ازطریق نظر در وبلاگم )
برخی از نظرات ایشان در وبلاگ من :
- سلام .موفقیت در امتحانات وشاگرد اول شدنت در مدرسه را تبریک میگم امیدوارم امیدوارم در تمام مراحل زندگی علمی موفق باشی
- سلام.شاد ترین لحظات زندگی یک معلم لحظات شادی وموفقیت دانش آموزانش است امیدوارم همیشه شاد و خندان و موفق باشی
- سلام .ما باید نسبت به گذشته تجلیل گر ،نسبت به حال قدرشناس ونسبت به آینده احساس مسولیت داشته باشیم
- سلام.اگر فکر میکنید معلم شما سخت گیر است در اشتباهید پس از استخدام متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سخت گیرتر است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد
- بهترین برگ های کتاب زندگی ما آن هایی هستند که معلمان در آن نقش داشته اند
- سلام روز معلم را تبریک میگم معلمان پرچمدار یک ملت هستند
- سلام.شهیدان تابلویی زنده از تلاش یک ملت برای بقا در عرصه وجود و حفظ خویش در مقابل دشمنان است
- سلام.سعی کن همیشه صداقت واحترام به دیگران را با خود داشته باشی
و بالاخره آقای پورمحمدی عزیز تر از جانم:
- از اولین روزی که پامو تو مدرسه نمونه دولتی دانش گذاشتم وجودشون رو در کنارم حس می کردم
- مهربان
- شوخ طب
- فوتسالیست حرفه ای
- دلسوز
- خودداری از غرور و خودبینی و ...
- مدیر مدرسه و تحصیلات تا کارشناسی ارشد »» دبیر ادبیات
- از خود گذشته
- فکر کنم مدیریت اصلی سایت مدرسمون رو به عهده دارن
- ؟؟؟ سال تدریسشان را در مدرسه ما گذراندند و فعلا هم می گذرانند
- و ...
یه شعری گفتم به این عزیزان برادر که تا آخر عمر فکرشون با منه و عکسشون تو ذهنم :
دوست دارم از بس خوبی
مهربونی ، محبوبی
فکر من همیشه به شماست
مدیر و آقایان بـــلوکی
( آهنگ این شعر ، آهنگ ترانه ای است که ساسی مانکن به یکی از کاندیدا های ریاست جمهوری ، ایران خوانده بود ...؟!)
یه خواهش :
آقایان بلوکی ، من از شما خواهش می کنم که این سال رو هم اختلاف رو کنار بذارین و به مدرسه بیاین . خواهش می کنم > این تنها خواسته ی من نیست ؛ بلکه خواسته ی همه دانش آموزان مدرسه و دانش آموزان سال اولی که قرار بیان . به نظر شما شکلشون چطوره ؟ اخلاقشون به من می رسه یا نه ؟؟ این رو مزاح کردم
ولی خواهش ما رو رد نکنید please
و یه تشکر
نمی دونم زحمات دوساله ی آقای پور محمدی رو چطوری جبران کنم ؛ زحماتی بی دریغ ، شبانه روز... .
یه سوال می پرسم از شما:
مگه میشه یه مدیر شیشه ی روی میز مدرسه رو تمیز کنه؟
به نظر من اون مدیری که اینکار رو می کنه تو دنیا یه نفر ِ ! اون هم مدیر ما ، آقای پور محمدی.
خوب حالا نمی دونم عدالت رو به خوبی رعایت کردم یا نه ؟
دوستانی که این مطلب رو خوندین یه حرفی دارم مخصوص شما:
در زندگی هر کسی ( بدون استثنا ) از اینگونه مسائل رخ می دهد . و اکنون من به عنوان دارنده ی راز شما می خواهم اگر در زندگی شما هم چنین اتفاقی رخ داده است ، در بخش نظرات یا در بخش پست الکترونیک من ، می توانید آنرا بنویسید . همچنین می توانید نظر خود را به این نوشته بدهید .









|
نوشته شده در جمعه
نوشته شده توسط محمد اکبری