سلام . این روز ها من بد جوری دل تنگ دو نفر شدم . دونفری که نمیشه بهشون آدم گفت ..!؟ اونا مثل دو تا فرشته بودن که هر روز توی مدرسه دور شرم می چرخیدن ؛ درمورد اطلاعات اجتماعی باهام حرف می زدن ؛ ... ؛ حتی شب ها تا ساعت ۱۰ هم منو تنها نمی ذاشتن و توی اتاق سرپرستی ، باهام حرف میزدن ، نصیحتم می کردن ، حتی باهم بعضی وقت ها به افسانه جومونگ هم نگاه می کردیم...

یکی از اون ها    .::" سید مهدی بلوکی"::. و دیگری .::"سید رضا بلوکی"::.

 

نمی دونم اول در مورد کدومشون حرف بزنم ...؟؟؟؟...؟؟؟؟...

فکر می کنم بهتره اول در مورد آقای رضا بلوکی حرف بزنم :

  • اولین وبلاگ مرا ایشان ثبت کردند : http://mohammad20090.blogfa.com
  • از اول راهنمایی مزاحم ایشان شدم
  • هیچ وقت در هنگام مشکلات  صحنه را ترک نمی گفتند به خصوص در مواقع درسی و مجری گری من
  • دومین و سومین سال تدریسشان را در مدرسه ما گذراندند
  • شعر های زیبایی می گفتند ( اکثرشون هم توهین یا بهتر بگم شوخی به مقامات شهرمون بود )
  • فوتبال و والیبال را خیلی دوست داشتند
  • در مورد روانشناسی رفتار های دانش آموزان حرف نداشتند
  • همیشه شاد و شوخ طب بودن
  • در مورد کار با کامپیوتر و اینرنت اطلاعات خوبی داشتند
  • بر روی سایت مدرسه خیلی کار کردن که این یه خدمت بزرگی بود در عرصه اینترنت به ما دانش آموزان و اولیا و...
  • یه وب سایت دارن اما نمی دونم روش کار می کنن یا نه ( آقای بلوکی ! لطفا مرا در این مورد آگاه سازید ) : http://daneshschool.blogspot.com
  • و...

یه چیزی هم میگم بین خودمون بمونه :

یه بار شب قبل از خواب ، به ایشون فکر می کردم؛ یعنی به اینکه سال بعد به مدرسه میان یا نه ؟ احساساتی شدم و گریه ام گرفت . إن شاءالله که منت بذارن و یه سال دیگه هم بیان !

 

راستی چند تا از نظرات ایشون رو که تو وبللاگم نوشتن رو بخونین :

  1. یک روایت است که اوجان را با طرح مهندس اکبری بازسازی نموده اند.
  2. ای شهید زنده قبر تو کدومه

 

 

الأن وقت آقای مهدی بلوکی است : ( بعضی از خصوصیات این دو برادر مشترک است )

  • از دوم راهنمایی مزاحم ایشان شدم
  • هیچ وقت در هنگام مشکلات  صحنه را ترک نمی کردند به خصوص در مواقع درسی و هنگامی که من به یه مشکلی برخورد می کردم
  • ؟؟؟ سال تدریسشان را در مدرسه ما گذراندند
  • والیبال را خیلی دوست داشتند
  • در مورد روانشناسی رفتار های دانش آموزان حرف نداشتند  ولی اون جوری که من میدونم ، یه کمی از سید رضا عقب تر بودن
  • خندون بودن
  • درباره ی وبلاگ نویسی حرف ندارن : http://mahdib10.blogfa.com
  • در مورد مسائل سیاسی و تشخیص راه درست از غلط ، روابط میان فردی انسان ها ، آموختن مطالب اضافی در ساعات بی کاری ، و... قوی بودند
  • و...

ایشون خیلی حرف ها و به قول امروزی ، ترفند های خوب زندگی کردن را به ما آموختند . هیشه با من ارتباط برقرار می کردند ( چه در مدرسه و چه ازطریق نظر در وبلاگم )

برخی از نظرات ایشان در وبلاگ من :

  1. سلام .موفقیت در امتحانات وشاگرد اول شدنت در مدرسه را تبریک میگم امیدوارم امیدوارم در تمام مراحل زندگی علمی موفق باشی
  2. سلام.شاد ترین لحظات زندگی یک معلم لحظات شادی وموفقیت دانش آموزانش است امیدوارم همیشه شاد و خندان و موفق باشی
  3. سلام .ما باید نسبت به گذشته تجلیل گر ،نسبت به حال قدرشناس ونسبت به آینده احساس مسولیت داشته باشیم
  4. سلام.اگر فکر میکنید معلم شما سخت گیر است در اشتباهید پس از استخدام متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سخت گیرتر است چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد
  5. بهترین برگ های کتاب زندگی ما آن هایی هستند که معلمان در آن نقش داشته اند
  6. سلام روز معلم را تبریک میگم معلمان پرچمدار یک ملت هستند
  7. سلام.شهیدان تابلویی زنده از تلاش یک ملت برای بقا در عرصه وجود و حفظ خویش در مقابل دشمنان است
  8. سلام.سعی کن همیشه صداقت واحترام به دیگران را با خود داشته باشی

 

 

و بالاخره آقای پورمحمدی عزیز تر از جانم:

  • از اولین روزی که پامو تو مدرسه نمونه دولتی دانش گذاشتم وجودشون رو در کنارم حس می کردم
  • مهربان
  • شوخ طب
  • فوتسالیست حرفه ای
  • دلسوز
  • خودداری از غرور و خودبینی و  ...
  • مدیر مدرسه و تحصیلات تا کارشناسی ارشد »» دبیر ادبیات
  • از خود گذشته
  • فکر کنم مدیریت اصلی سایت مدرسمون رو به عهده دارن
  • ؟؟؟ سال تدریسشان را در مدرسه ما گذراندند  و فعلا هم می گذرانند
  • و ...

 


یه شعری گفتم به این عزیزان برادر که تا آخر عمر فکرشون با منه و عکسشون تو ذهنم :

دوست دارم از بس خوبی

مهربونی ، محبوبی

فکر من همیشه به شماست

مدیر و آقایان بـــلوکی

( آهنگ این شعر ، آهنگ ترانه ای است که ساسی مانکن به یکی از کاندیدا های ریاست جمهوری ، ایران خوانده بود ...؟!)

 


یه خواهش :

آقایان بلوکی ، من از شما خواهش می کنم که این سال رو هم اختلاف رو کنار بذارین و به مدرسه بیاین . خواهش می کنم > این تنها خواسته ی من نیست ؛ بلکه خواسته ی همه دانش آموزان مدرسه و دانش آموزان سال اولی که قرار بیان . به نظر شما شکلشون چطوره ؟ اخلاقشون به من می رسه یا نه ؟؟ این رو مزاح کردم

ولی خواهش ما رو رد نکنید please


و یه تشکر

نمی دونم زحمات دوساله ی آقای پور محمدی رو چطوری جبران کنم ؛ زحماتی بی دریغ ، شبانه روز... .

یه سوال می پرسم از شما:

مگه میشه یه مدیر شیشه ی روی میز مدرسه رو تمیز  کنه؟

به نظر من اون مدیری که اینکار رو می کنه تو دنیا یه نفر ِ ! اون هم مدیر ما ، آقای پور محمدی.


خوب حالا نمی دونم عدالت رو به خوبی رعایت کردم یا نه ؟

دوستانی که این مطلب رو خوندین یه حرفی دارم مخصوص شما:

در زندگی هر کسی ( بدون استثنا ) از اینگونه مسائل رخ می دهد . و اکنون من به عنوان دارنده ی راز شما می خواهم اگر در زندگی شما هم  چنین اتفاقی رخ داده است ، در بخش نظرات یا در بخش پست الکترونیک من ، می توانید آنرا بنویسید . همچنین می توانید نظر خود را به این نوشته بدهید .